close
تبلیغات در اینترنت
بچه‌ها
loading...

>> اولین سایت تخصصی داستان

هولبرشت بلافاصله شناختش. دختر الان باید شانزده یا هفده‌ساله بود، زنی جوان، بی‌خیال، تی‌شرتی تنگ به تن. با دوستش بود. داشت بستنی می‌خورد. موهایش را با حرکت سر ریخت عقب سر. خندید. خودش بود. هولبرشت به سرعت خودش را کشید کنار، حالش داشت به‌هم می‌خورد. مقواهای تبلیغاتی را درآورد. به صاحب رستوران گفت که حالش خوب نیست. آن‌قدر رنگش پریده بود که اصلا جای سوال نبود. توی مترو کسی روی کثیفیِ شیشه نوشته بود «دوستت دارم» و یکی دیگر «ماده‌خوک». هولبرشت…

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
اطلاعیه 0 362 arash

بچه‌ها

مدیر سایت بازدید : 75 شنبه 24 فروردين 1392 نظرات ()

هولبرشت بلافاصله شناختش. دختر الان باید شانزده یا هفده‌ساله بود، زنی جوان، بی‌خیال، تی‌شرتی تنگ به تن. با دوستش بود. داشت بستنی می‌خورد. موهایش را با حرکت سر ریخت عقب سر. خندید. خودش بود.


هولبرشت به سرعت خودش را کشید کنار، حالش داشت به‌هم می‌خورد. مقواهای تبلیغاتی را درآورد. به صاحب رستوران گفت که حالش خوب نیست. آن‌قدر رنگش پریده بود که اصلا جای سوال نبود.
توی مترو کسی روی کثیفیِ شیشه نوشته بود «دوستت دارم» و یکی دیگر «ماده‌خوک». هولبرشت به خانه که رسید با لباس افتاد روی تخت، دستمال آشپزخانه را خیس کرد و گذاشت روی صورتش. چهارده‌ساعت خوابید. بعد بلند شد، قهوه درست کرد و نشست کنار پنجره‌ی باز. روی لبه‌ی پشت‌بامِ همسایه لنگه‌کفشی افتاده بود. چند بچه تلاش می‌کردند با تکه چوبی کفش را بیندازند.
بعدازظهر هولبرشت رفت دیدن یکی از دوستانش؛ یک کارتن‌خواب که داشت روی اسکله‌ای کنار رودخانه‌ی اشپره، ‌ماهی می‌گرفت. هولبرشت نشست کنارش.
گفت: «موضوع یه زنه.»
دیگری گفت: «همیشه موضوع زن‌هاست.»
بعد ساکت شدند. وقتی دوستش یک ماهی از آب بیرون کشید و آن را کوباند روی کف سیمانی اسکله تا بميرد، هولبرشت رفت خانه.

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
گروه شیراز تکنولوژِی تلاش دارد بهترین ها را به شما هدیه دهد
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    نظرسنجی
    آیا با ارسال داستان ها به صورت اس ام اس و با هزینه کم موافق هستید؟


    داستان ها در قالب کتاب موبایل با کدام فرمت روی سایت قرار بگیرد؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 155
  • کل نظرات : 3
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 26
  • آی پی امروز : 7
  • آی پی دیروز : 3
  • بازدید امروز : 35
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 45
  • بازدید ماه : 78
  • بازدید سال : 78
  • بازدید کلی : 30,883